سلام دوستاي عزيزم
اين لاله رو امروز خريدم..ببينين چه خوشگله..خواستم شما هم از اينهمه زيبايي كيف كنيد..اون يكي گلدونو از شهروند خريده بودم براي كنار ميزم..كلي بزرگ شده ...

امروز صبح هوا حسابي گرفته است..پس صبح بهاري ولي ابريتون به خير..دلم هواي بارون كرده خدا كنه بباره..
چهارشنبه از ساعت 6
بعدازظهر تا 12 شب آرايشگاه بودم...پدرم دراومد ولي چون نتيجه دقيقا همون چيزي شدكه
دلم ميخواست خستگي از تنم دررفت..همسري اومد دنبالم ..چراغه تو ماشينو روشن كرده
ميگه واااي ماهواره اي شدي!!! منم كلي خنديدم بعدش همش دارم فكر ميكنم اين اصطلاحو
از كجاش دراورده؟
ماهواره اي يعني چي ؟شما ميدونيد؟
پنجشنبه هم با دو
تا از دوستام خونه يكي از دوستاي مشتركمون ناهار دعوت بوديم..بد نبود ولي زياد هم
بهم خوش نگذشت ..چون يكي از اونا آرايشگر بود
قرار بود به موهاي بقيشون هم برسه..من كه تقريبا زود بلند شدم و رفتم خونه
مامانم اينا ..خواهرم و خانوم داداش بزرگه هم اونجا بودن..من به زودي عمه ميشم
..يعني نينيشون كه يه دخمل كاكل زريه احتمالا تو تعطيلات عيد به دنيا مياد...من
نميدونم چرا اصطلاح كاكل زري براي پسرا به كار ميره..موي طلايي كه بيشتر مال
دختراس؟؟
جمعه هم بعد از ظهر
اولش رفتيم يه دور تو خيابونا زديم و ميخواستيم بريم مركز خريد ونك كه وقتي شلوغي
وحشتناكشو ديديم فرار كرديم و رفتيم يه سر به مادرشوهري زديم... شام هم جاتون خالي
همونجا مرغ بريوني خورديم..محبت مادرشوهري شكر خدا قلمبه شده و همينطور عشقه كه
ميپراكنه..وقتي ساعت دوازده داشتيم مي اومديم خونه بهم اس ام اس داده "بميرم
الهي يادم رفت براتون ميوه بيارم". منم زدم" قربونت برم اشكالي نداره"..در
جواب يه اس ام اس بلند بالا برام داد كه "من هميشه به فكرتونم،كلي دعاتون
ميكنم،ايشالله اين هفته هم ميخوام برم امامزاده صالح مخصوص شما دعا كنم...آخه
ميدوني كه من سيده ام دعام گيراست...".پيش خودم گفتم چه علتي ميتونه
داشته باشه؟ يعني ما اينقدر به دعا احتياج داريم؟
همه پاراگرافا به
سئوال ختم شد؟ ببين چه كله شلوغي دارما...برم ديگه ..بخوام بنويسم بازم
سوال طرح ميشه
فكر كنم پيام امروزم بايد اين باشه: زندگي
كن و بگذار زندگي كنند..


