سلام دوستاي عزيزم
تعطيلات آخر هفته ما همش به خونه تكوني گذشت..جمعه كارگر داشتم و شنبه هم مرخصي گرفتم و بقيه كارا رو انجام دادم..امروزه گرفتن كارگر پديده جالبي شده..كلي براي خودشون پرستيژ پيدا كردن و به غير از بالارفتن دستمزداشون،هر كاري رو هم انجام نميدن..خانمي كه سالهاي قبل خونه ما ميومد با جمع كردن پولاش تونست خونه اي تو شمال بسازه و با شوهر و بچه اش رفتن اونجا زندگي كنن و در نتيجه دست ما ازش كوتاه شد..پارسال مجبور شدم به يكي از اين شركتها زنگ بزنم و كارگر بگيرم..وقتي كه خانومه اومد منم لباس كارگري پوشيده بودم و دستكش به دست اماده بودم ولي با ديدن كارگره شوكه شدم،هفت قلم آرايش داشت و لباس كارش هم يه تاپ با يه شلوارك جينگوليه قرمز بود..ما بين كاراش هم مدام ميرفت روژشو ترميم ميكرد...من خودم عادتمه پا به پاي كارگرم كار ميكنم تازه پارسال مامانم هم اومده بود كمكم و بنده خدا تمام فرشهامو مامانم شامپو فرش كشيد يا تموم وسايل بوفه رو شست و جمع كرد ولي باز كلي از كارا موند..يعني انقدر يه كاري رو لفت ميداد كه مجبور ميشدم برم كمكش يا بي خيال اون كار شم...وقتي كه رفت كلي كار نيمه تموم مونده بود كه پدرمون دراومد تا جمعش كرديم..اين شد كه توبه كردم ديگه به اين شركتا زنگ بزنم..
امسال دوباره عزا
گرفته بودم كه مادرشوهرم به دادم رسيد و از يه خانومي كه مستخدم مهدكودكه آشنامونه
برام وقت گرفت...خدائيش از اولي هم بهتر بود..مثلا من بهش گفتم قاليچه ها رو شامپو
فرش بكش ولي گفت به دلم نميشينه و بايد بشورمشون..تو فسقله حموم ما همه اينا رو روي
هم انداخت و بعد از خيس خوردن شست و رفت رو پشت بوم پهن كرد...همه كارا رو با جون
و دل انجام داد ..منم كلي از حجم كاراشو كم كردم و بيشتر مشغول ريزه كاريهايي
ميكردمش كه نياز به تميزي و سليقه داشت..و آخرش هم كلي راضي اش كردم..خودش ميگفت
هروقت كاري داشتم ميتونم روش حساب كنم خبر نداره ديگه اونم بخواد ما رو ول كنه ،ما
ول كنش نيستيم
.
هنوز مبل نخريدم..خريدي هم ويژه لباس عيد انجام ندادم..خوب
چه دليلي داره وقتي تا همين دو هفته پيش كلي لباس و كفش و اينا براي خودم ميخريدم و
بعضيهاشو هنوز حتي جايي نپوشيدم باز برم و خريد كنم؟! اينه كه امسال از اين بابت
خرجي براي همسر گرامي نتراشيدم و ميتونه به اين همسر با كمالاتش افتخار كنه
آمما از اونجا كه نميشه از خوشگلي گذشت..يكسري اقدامات زيباسازانه انجام دادم..و يه سري هم در دست اقدام دارم..اولين جلسه ليزر پاهام برگذار شد و كلي پووول بي زبون از جيبهاي بينواي خودم به كشوي اون دكتر خوشبخت سرازير شد..همسري كه همون اولش به بهونه اينكه من هيچ ايرادي در موهاي پات نميبينم خودشو از تقبل اين هزينه بركنار كرد.. البته كه اون ايرادي نميديد..ايرادو اعصاب من بيچاره داشت ميديد كه ماهي يه بار زير دست اون اپيلاسيون كاره داشت به حال اغما ميرفت..
و اقدام بعدي هم رنگ و مش موهاي نازنينه كه ايشالله اين هفته انجام ميشه..زمينه عسلي با مش گندمي ..چطوره؟
پيام امروز:
بهترین نوع هدیه به دیگران پذیرش آنهاست ٬ این که به دیگران اجازه بدهم بدون قضاوت من خود واقعی شان باشند .وقتی من در مورد خوب یا بد بودن رفتار دیگران قضاوت نمیکنم هم انها آزاد هستند هم خودم رها میشوم زیرا دیگر تحت فشار نیستم وبیهوده تلاش نمیکنم تا دیگران را مطابق خواسته ها وانتظارات خودم تغییر بدهم.


